صائن الدين على بن تركه
212
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
مزاجى است كه به دو ظاهر گشته و انس گرفته ؛ و حال آنكه نفس من در حالت وجد ، اضطراب او از براى ترقّى به مبادى عليّه و اصول اوّليّهء وجودش « 1 » است . « 2 » اى شمع تو خيره چند بر خود خندى * تو سوز دل مرا كجا مانندى فرقست ز آتشى كه از جان خيزد * تا آنكه به ريسمانش بر خود بندى * * * [ 440 ] و باب تخطّيّ اتّصالي بحيث لا * حجاب وصال عنه روحي ترقّت [ 441 ] على أثري من كان يؤثر قصده * كمثلي فليركب له صدق عزمة [ 442 ] و كم لجّة قد خضت قبل و لوجه * فقير الغنى ما بلّ منها بنغبة چون از بيان حال مخالفان و تمكين وضع ايشان در موطن جمعيّتآيين خود تفصّى نمود ، شروع در ابانت طريق آن و كيفيّت مداخل وصولش مىكند با مسترشدان ، تحريصا لهم على الطّلب و تنشيطا لهم إلى ارتكاب المشاقّ و التّعب ، كه : درگاه احاطت پناه اتّحاد كه گذرگاه تخطّى و تمشّى اتّصال مآل من است ، آنجا كه پردهء دو رنگ وصال و فراق ، و تتق ملمّع متقابلات ، منطوى گشته حاجب و حاجز نگردند ، روح من از آنجا تجاوز نموده و به پيشگاه قرب ترقّى كرده ؛ « جايى كه نه شامست و نه بامست آنجا » . [ 441 ] هر كه را قصد توجّه آن درگاه است ، بايد كه همچو من مركب عزيمت را به زين صدق و لجام اخلاص كرده ، پاى طلب را به « 3 » ركاب صبر محكم گرداند و به تازيانهء جدّ در پى من مىتازد . « 4 » اگر دارى سر اين پاى درنه * به ترك جان بگو چه جاى جانست و گرنه در سلامت رو كه با تو * سخن گفتن ز دلق و طيلسانست [ 442 ] پيشتر از رسيدن اين بارگاه و درآمدن آن درگاه ، چه درياهاى هلاكت را كه خوض كردم و درآمده « 5 » كه فقراى زاويهء غنا و متعبّدان صوامع اسباب كه به احمال اعمال ، قصد آن درگاه كردهاند ، قطرهاى از آن به دامن سير ايشان نرسيده .
--> ( 1 ) . تب : خودش . ( 2 ) . تب : + رباعى ؛ فر : + بيت . ( 3 ) . مل : بر . ( 4 ) . تب : + بيت . ( 5 ) . مل : درآمدم .